الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

131

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

نخست بايد آن را اثبات نمود . ثانيا از معناى ظاهرىاش دور ساخت . البته به نظر مىرسد اين سخن از برخى صوفيانى صادر شده باشد كه ساقط شدن عبادات را براى كسانى كه به مقام كشف و وصول مىرسند ، روا مىدانند . فرضا اگر تسليم شويم كه حديث ياد شده ، جنبهء روايت دارد ، با عنايت به آن‌چه در اين زمينه يادآور شديم ، بايد آن را به دور افكند ، زيرا از سندى صحيح برخوردار نيست و هيچ‌گونه قرينه‌اى بر صحّت آن وجود ندارد . به فرض اين‌كه دور افكندن آن امكان نداشته باشد و صحّت نقل آن ثابت شود ، به جهت ضرورت جمع بين دليل‌ها بايد آن را هر چند به‌گونه‌اى دور از معنا ، توجيه نمود و چنين توجيهى با امورى امكان‌پذير است كه در اين‌جا به دوازده مورد آن اشاره مىكنيم : 1 - عبادت و پرستش ، به‌معناى جحد و انكار باشد زيرا به تصريح صاحب قاموس و ديگران ، جحد و انكار يكى از معانى لغوى عبادت است و گفته‌اند : صيغهء ماضى آن بر وزن فرح آمده است و بنابر برخى نقل‌ها اين فرمودهء خداى سبحان : « قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ ؛ اگر خدا داراى فرزند بود ، نخستين پرستشگر او من بودم » نيز بر همين معنا حمل شده است . بدين ترتيب ، معناى « من عرف الحق » يعنى كسى كه خدا را به‌گونه‌اى صحيح شناخته باشد ، پس از شناختش در مقام جحد و انكار خدا برنمىآيد ، در ضمن اشاره دارد كسى كه پس از شناخت ظاهرى حق ، به انكار آن بپردازد ، شناخت قبلى او را نمىتوان شناخت ناميد چنان‌كه موضوع محال بودن بازگشت به كفر پس از ايمان آوردن و نيز شناخت صحيح يقين‌آور را ، به سيّد مرتضى . . . نسبت داده‌اند . از ديدگاه وى كسى كه پس از ايمان آوردن ، مجدّدا به كفر بازگردد ، مشخص مىشود كه ايمان سابقش ظاهرى و در باطن ، نفاق و دورويى بوده و در اصول كافى رواياتى بر اين معنا دلالت دارد . 2 - همان‌گونه كه يادآور شديم عبادت و پرستش به‌معناى جحد و انكار بيايد و جملهء « لم يعبد الحق » جمله‌اى خبرى به‌معناى انشايى و مقصود از آن ، به يك معنا نهى باشد نه نفى نظير فرمودهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله : « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام » 3 - كلمهء « يعبد » با تشديد حرف ب « يعبّد » از « عبّده » يعنى او را خوار و پست نموده باشد و جملهء « طريق معبّد ؛ راه هموار » نيز از همين ماده است زيرا إعراب لفظ ياد شده با سكون « يعبد » ضبط نشده ، بنابراين ، معناى جملهء « من عرف الحق لم يعبد الحق » چنين مىشود : كسى كه حق را شناخت آن را با واگذاردن به غير اهلش يا به دست برداشتن از